جمال الدين محمد الخوانساري

222

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

شده استعمال آن در غم واندوهى كه رو دهد باعتبار تشبيه آن به آن چه در گلو ماند و « جرعه » قدرى از آب ومانند آنرا گويند كه يك بار توان در كشيد واستعمال جرعه - كشيدن در فرو بردن غصه بر سبيل مجازست واشاره است بآسانى آن مانند در كشيدن جرعهء آبى و « فرصت » بمعنى نوبت وبهرهء از آب را گويند ومراد اينست كه صبر كردن بر فرو بردن غصه‌ها باعث فيروزى مىشود بر بهره‌هاى أخروي ودنيوي . 5887 صفتان لا يقبل اللّه سبحانه الاعمال الّا بهما ، التّقى والاخلاص . دو صفت است كه قبول نمىكند خداى سبحانه عملها را مگر به آنها ، تقوى وإخلاص عمل ، مراد به « تقوى » ترس از خداست يا پرهيزگارى يعنى أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى در هر باب واجتناب از آنچه نهى از آن فرموده از افعال وتروك محرّمه . ومراد به « اخلاص » خالص گردانيدن عمل است از براي حق تعالى وآميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد . و « قبول نكردن حق تعالى عملها را بىاخلاص » ظاهرست ، وامّا « قبول نكردن آنها بي تقوى » پس دلالت ميكند بر آن نيز آنچه نقل فرموده حق تعالى در قرآن مجيد از هابيل كه گفته بقابيل : « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ » ، بدرستى كه قبول نمىكند خدا مگر از متقيان . پوشيده نيست كه اگر مراد به « تقوى » ترس از خدا باشد قبول نشدن عملها بي آن نيز ظاهرست ومحتاج ببيان نيست واگر مراد پرهيزگارى باشد ممكن است كه مراد اين باشد كه : در قبول هر عملي پرهيزگارى در هر باب در كار باشد ، چه بعيدست كه از غير پرهيزگار هيچ طاعتي وعمل خيرى نشود ، وممكن است كه مراد اين باشد كه : قبولى كه لازم است بر خدا وقتي است كه با پرهيزگارى باشد واگر با آن نباشد منوط بتفضل خداست اگر خواهد تفضل كند وقبول كند واگر نخواهد قبول نكند وبنا بر اين استبعادى در آن نيست .